
هرچند لازمه ی خبرنگار بودن در مسیر حقیقت، واقعیت، رسالت، دقت، صحت، سرعت و هزار پیچ دیگر بودن است اما مهم این است که به وقت خبر همیشه آدم باشی؛ با این تفاوت که بیشتر می بینی، بیشترمی شنوی و شاخک های حساس ات کمی زودتر از همه خبر و خطر را حس می کند. با این تفاوت که این تو هستی که باید همت به خرج بدهی و حتی اگر لازم هم شد از خودت و داشته ها و خواسته ها یت بگذری و وقت خبر را طوری تنظیم کنی که درست به وقت خطر باشد تا آب از آب تکان نخورد.نه، تکان اش به مصلحت جامعه، تاریخ و دنیا باشد. و این یعنی تو هستی که تصمیم می گیری کلمات را طوری کنار هم قرار دهی که صاحب خبر کاه شود یا کوه؛ خبرگیرنده آرام شود یا عصبانی.
خبر همان خبر است اما این تو هستی که آن را آنگونه که می خواهی می سازی . خواه اینکه بفروشی اش خواه اینکه تنها خواسته ات خواسته ی ملت ت باشد و تاریخی که تو ساده و بی صدا برگ برگ آن را می نویسی.
مهم نیست به وقت خبرحال خودت چگونه باشد؛ شادی وغم،سیری و گرسنگی،خوشی و ناخوشی تو همانی است که خبر می خواهد. ناچاری که بخندی وقتی که خبر می خندد، ناچاری که گریه کنی وقتی که خبر گریان است و تو همانند بستر رودی می شوی که زلال چشمه از آن روان است و توباید بمانی در پس هر واقعه با مشتی نوشته که شاید حرف دلت نیست اما جه کنی که خبر تو را اینگونه می خواهد.
باید اعتراف کنم "خبرداغ کردن" و "خبرداغ شدن" همیشه دستمایه ی خبرٍ داغ داشتن است. بهتر بگویم برای اینکه همیشه خبر داغ داشته باشی یا باید بسوزی یا بسوزانی. خبر همیشه داغ است؛ اما هنر و شرافت تو آنجاست که نگذاری این داغی موجب درد کسی به ناحق بشود. بعضی وقتها وقتی که تلاش می کنی که خبرت کسی را نسوزاند تا به خودت می آیی اگر خبرت نسوخته باشد این خودت هستی که سوخته ای و یا باید بسوزی.
mkoumasjoudaki@yahoo.com
درباره محمود كوماس جودكي
آرشیو
موضوعات
پیوندها
مطالب اخیر
پیوند های روزانه